پارت هفده :

****
بعد از نیمه شب بود که پریزاد به آرامی از جایش بلند شد و در حالی که سعی داشت با پاشیدن مشتی آب بر سر و صورتش اندکی از حرارت تنش کم کند، از خدا خواست که امشب را بخیر بگذراند.
عادت نداشت ظلمی را که بر رعیت روا میشد ببیند و دم نزند. در مواقع عادی خود پیش قدم میشد و با وساطت و میانجیگری، رعیت بیچاره را از دست پر کینه حمد الله آزاد میکرد؛ اما حالا که پای این پسر جوان در میان بود باید کمی Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • برکه

    1

    گلین چ مهربونه

    ۱ سال پیش
  • سهیلا

    1

    هنوز خوب جا نیفتاده ولی خوب داره پیش می ره و حرفای حاشیه ای چون نداره جذابش میکنه ممنونم.

    ۱ سال پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ممنون که با نظرات ارزشمندتون کمکم میکنید.

    ۱ سال پیش
  • سعادت

    0

    واقعا خدا خودش عاقبت همه ی مارو ختم بخیر کنه عالی

    ۱ سال پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💖

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    خدابخیربگذرونه،خسته نباشید،زیبا🌹🌹🌹💐💐💐💐

    ۱ سال پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝

    ۱ سال پیش
  • سوگند

    2

    رومان زیبای نوشتید خدا قوت

    ۱ سال پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم🌹

    ۱ سال پیش
  • رزا

    1

    قشنگ به تصویر کشیدی ظلم و ستم ارباب سالاری را ممنون دست مریزاد نویسنده جان

    ۱ سال پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    خوشحالم از همراهی و نظر لطف شما💖

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    خسته نباشی نویسنده توانا قلمت مانا 💯💕🙏

    ۱ سال پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم🙏

    ۱ سال پیش
  • هیفا

    1

    خب انگار نزدیک طوفان شدیم خدابخیرکنه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️